احمد مجاهد
مقدمه 30
جوحى ( فارسى )
دانشكدهء ادبيات دانشگاه قاهره قرار گيرد . « البته دست يافتن به جحاى حقيقى براى ما مشكل است و مجال بحث تنگ مىباشد ، اما ضرورت و امكان دارد كه تمييز بين جحاهاى مختلف از قبيل : جحاى عربى ، جحاى فارسى ، جحاى تركى ، جحاى مصرى و . . . را بدهيم . « نوادرى كه از ساير حمقاء و مغفّلين نقل شده است ، هريك محدود به زمان و شخص معينى است ، مثل نوادر ابونواس و قراقوش ، اما نوادر جحا مربوط به زمان يا مكان معيّنى نمىشود ، و بعد از كوچ به سرزمينى غير عربى و بعد از صدها سال ، رنگ و بوى آن سرزمين را مىگيرد . « و از اين جاست كه ما مىبينيم شخصيت جحا يك شخصيت منحصرى است كه منعكس كنندهء تناقضات بسيارى است بين خير و شرّ و بين سلب و ايجاب . « جحا در حكاياتش بدون جمود به دنيا رو مىآورد ، با مردمان معاشرت مىكند و معايب آنها را بدون شرم و حيا منكشف مىكند . « جحا در لغت عرب به معنى كسى كه در راه رفتن شتاب دارد ، يا هروله مىكند ، يا كسى كه حركاتش از روى عقل نيست . و از اينجا نتيجه گرفته مىشود كه نامهايى كه بر شخصيات فكاهى گذاشتهاند هريك ، بار معنى خاصى را دارند . « ما در اين كتاب مىبينيم كه جحا هماكنون در بين ماست ، و همچنين مىبينيم كه بعد از ما هم هست » . ( النّوادر الشعبية المصرية ، ص 226 - 259 ، به اختصار ) . يوسف سعد ، نويسندهء ديگر عرب مىنويسد : سخريه ( ريشخند ) هايى كه جنبهء اجتماعى دارد ، از جحاى تركى است ، و سخريههايى كه جنبهء انسانى دارد ، از جحاى عربى است ، و سخريههايى كه جنبهء سياسى دارد ، از جحاى مصرى است . « در يك تحليل سريع در باب شخصيت جحا به صورت عامهاش مىتوان گفت كه : جحا صاحب حسّ فكاهىيى است كه به فلسفهء خنده ايمان دارد ، و همچنين به غلبه كردن به مشكلات زندگى ، با بيان اقوال فكاهى به الوان مختلف . او شخص حاضر البديهه و سريع الخاطرى است كه مىداند چهگونه در تنگناها غلبه كند . در يك جمله ، جحا تمثّل سرشت مردمان است . او فردى از جامعهء انسانى است كه سرشتهاى مختلف را در خود جمع كرده است از اجتماعى و سياسى و اقتصادى » .